فصلنامه مطالعات فرهنگی اجتماعی دیجیتال

فصلنامه مطالعات فرهنگی اجتماعی دیجیتال

نقد گفتمان غالب دربارۀ دگرگونی‌های دیجیتال و معرفی مطالعات اجتماعی‌ـ‌دیجیتال به‌مثابه جایگزین

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی، و تمدنی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
10.22035/scds.2025.5388.1007
چکیده
کلیدواژۀ «دیجیتال»، اغلب به فناوری دلالت دارد و بین فناوریها نیز بیشتر برای اشاره به سختافزارها (دستگاهها) تا نرمافزارها (سامانهها) بهکار میرود. این واژه، ابتدا برای ابزارها و در مهندسی، و سپس، برای محصولها و در شرکتها مطرح شد و از آنجا به رشتههای دیگر و گفتمانهای اجتماعی اشاعه یافت، ولی واژهای فنیـاقتصادی باقی ماند. مفهوم «دگرگونیهای دیجیتال» نیز تنها برای اشاره به تغییرِ فناوری بهکار میرود و: 1) این دگرگونیها نیز اغلب تنها در قالب فنیـابزاری پیکربندی میشوند؛ 2) بهمثابه کالا در مبادلۀ اقتصادی و موضوعی مدیریتی صورتبندی میشوند؛ 3) با فروکاستن امر اجتماعی به امر فنی، مفصلبندی میشوند. این گفتمانها در متون دانشگاهی نیز رواج یافته و به گفتمان رشتههای غیرمهندسی (مدیریت، آموزش، اطلاعات، و ارتباطات) نیز وارد شدهاند؛ پس، بهجای نقد و تحلیل پیشزمینهها یا پیامدهایِ فرهنگی - اجتماعیِ دگرگونیهای دیجیتال، همین گفتمان ابزارانگار و اقتصادانگار، در متون این رشتهها نیز بازتولید میشود و دگرگونیهای اجتماعی را بهعنوان معلول دگرگونیهای فنیـاقتصادی (و محدود و مشروط به آنها) بازنمایی و بازشناسی میکند. در متون موردمطالعۀ پژوهش حاضر نیز مفهوم دگرگونیهای دیجیتال، فنانگاری شده و فناوریها، به ابزار فروکاسته شدهاند و بیشتر بر ابعاد اقتصادیـمدیریتی آنها تمرکز و تأکید میشود و ابعاد فرهنگیـاجتماعیشان، مغفول میماند یا نادیده گرفته میشود. پس دگرگونیهای دیجیتال، در مناسبات فنیـاقتصادی حک شده‌‌اند، و با توجه به اینکه در سرمایهداری، مناسبات اقتصادی از مناسبات اجتماعی فک شده‌‌اند، دگرگونیهای دیجیتال نیز از مناسبات اجتماعی، فک شده اند. رویکرد جایگزین، مطالعات اجتماعیـدیجیتال است که امر دیجیتال را با کردارها، فرایندها، و بافتهای اجتماعی - فرهنگیِ آنها، پیکربندی، مفصلبندی، و صورتبندی میکند.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدمه

عملیات تبدیل واقعیت‏های پیوسته (نسخه ‏های خطی و اسناد چاپی، صوت و تصویر و حتی اشیا) به کمیت‏ های گسسته، و پردازش آن داده‏ ها با پردازشگرهای دودویی را دیجیتایزشدن می‏نامند و از فرایند تاریخی‏ای که در آن، دیجیتایزشدن، ممکن، متداول، و مسلط شد، «انقلاب دیجیتال» نامیده می‏شود. پس دیجیتایز شدن با سه مؤلفه پیکربندی[1] می‏شود: 1) گسسته ‏شدن[2] بازنمایی واقعیت‏ها در قالب داده؛ 2) کمّی ‏شدن[3] کیفیت‏ در این فرایندها؛ 3) رایانشی ‏شدن[4] پردازش داده‏ها. به‏گونه‏ای مشابه، انقلاب دیجیتال را نیز می‏توان با سه مؤلفه پیکربندی نمود: 1) اتصال زیرساخت‏های مخابراتی به یکدیگر، و ارتباط سامانه ‏های تلفن و داده در قالب نظام یکپارچه؛ 2) جایگزینی محتواهای فیزیکی با دیجیتال، و جایگزینی خدمات حضوری با غیرحضوری؛ 3) توسعۀ تعدد و تنوع دسترسی به منابع اطلاعاتی و گذرگاه‏های ارتباطی در جغرافیاهای گسترده‏تر و در جمعیت ‏های گوناگون ‏تر (Siebel, 2023, pp.18-19). از همین رو انقلاب دیجیتال را در پنج مرحلۀ متفاوت ولی مرتبط صورت ‏بندی5 می‏کنند: 1) اختراع ریزتراشه ‏ها، توسعۀ رایانه‏ های شخصی، و عمومی ‏شدن کاربری آن‏ها؛ 2) معرفی اینترنت، گسترش نفوذ آن، و بهبود دسترسی به خدمات آن؛ 3) پدیداری و رواج شبکه‏ های اجتماعی و کلان‏داده ‏ها؛ 4) رواج فناوری‏های رایانش سیار در مخابرات، سامانه‏ های اطلاعات جغرافیایی، و خدمات اینترنتی مکان‏ محور؛ 5) فراگیری فرایندهای خودکارسازی و غلبۀ هوش مصنوعی بر دیگر فناوری‏های دیجیتال. 

  ولی دیجیتال ‏شدن، (به‏ لحاظ زمانی) پس از دیجیتایز شدن و (به‏ لحاظ دامنه) ورای دیجیتایز شدن است: 1) کاربرد فناوریها برای بازطراحی سازوکارها و بهینه ‏سازی فرایندها؛ 2) تلاش برای بهبود تجربۀ کاربری و افزایش رضایت از سامانه‏ ها؛ و 3) نوآوری مستمر و استمرار تعامل در اکوسیستم دیجیتال. کلیدواژگان بهینه‏ سازی (تحقیق در عملیات)، تجربۀ کاربر/مشتری (بازاریابی و طراحی تعامل)، و نوآوری و تخریبِ خلاق (مدیریت) در این شبکۀ مفهومی قرار دارند، و گفتمان غالب دگرگونی‏های دیجیتال را فنی-اقتصادی مفصل ‏بندی6‏ می‏کند. ولی دیجیتال شدن، صرفا فنی-اقتصادی نیست و «فرایند تاریخی-اجتماعی طولانی و پیوسته‏ای است که همۀ حوزه‏ های فعالیت‏های جامعه‏ در آن بازپیکربندی می‏شوند» (George, 2020) و می‏توان آن را به ‏مثابه سرمایه‏داری دیجیتال و گذار به یک صورت ‏بندی اجتماعی سرمایه ‏داری نگریست. ورای دیجیتایز شدن و دیجیتال ‏شدن، با مفهوم دگرگونیهای دیجیتال7 مواجه ایم که محدود به بازپیکربندیِ فناوریها یا سازمانها یا کسب‏ وکارها نیست، و بر این تمرکز و تاکید دارد که همه فرایندها، فعالیتها و فضاها، در وضعیت دیجیتال، بازصورت ‏بندی می‏شوند، و گفتمان دگرگونیهای دیجیتال (در متون دانشگاهی، رسانه‏ها، و حوزۀ عمومی) نیز باید بازمفصل‏ بندی شوند و صرفا فنی-اقتصادی بازنمایی و بازشناسی نشوند، زیرا دگرگونی‏های دیجیتال، به‏ لحاظ دامنۀ موضوع، گسترۀ اثر، شدت تغییر، پهنۀ جغرافیایی، گسترۀ جمعیتی، و استمرار دگرگونی، فراروندی ورای دیجیتال‏ شدن هستند، و به بازاندیشی و بازطراحی فرایندها و فعالیت‏ها در فضای دیجیتال و حتی فضای فیزیکی منتهی می‏شوند. دگرگونی‏های دیجیتال در سه سطح رخ می‏دهند: 1) توسعه و ارتقای پیوستۀ زیرساخت‏های فنی و فناوری‏های کاربردی؛ 2) بهبود توانایی، کارایی، اثربخشی، و عملکرد (با کاربرد فناوری و با فناورانه ‏شدن فرایندها)؛ 3) توسعۀ فعالیت‏ها و ظرفیت‏ها - ورای فناوری‏ها و فرایندها (Aguiar, 2023, pp.37-38). سطح نخست، فنی-ابزاری، و سطح دوم، اقتصادی-مدیریتی است؛ ولی سطح سوم می‏تواند غیرفنی-غیراقتصادی باشد تا کردارهای و کنشهای اجتماعی را هم دربر گیرد. دگرگونی‏های دیجیتال، فقط دربردارندۀ تغییر فناوری و تغییرِ پیکربندیِ آن نیستند؛ بلکه چگونگی کار کردن و به ‏کار‏گرفته-شدن این فناوری‏ها (کارکردها و کاربردهای آنها) را نیز صور ت‏بندی می‏کنند، و جایگاه و نقش آن‏ها در دگرگونی‏های اجتماعی را نیز مفصل ‏بندی می‏کنند. ولی پیکربندیِ فناوری و صورت ‏بندیِ دگرگونیهای اجتماعی، در متون مهندسی و مدیریت، اغلب با ابزارانگاری و مثبت‏انگاری از فناوری، مَفصل ‏بندی می‏شود؛ و اشاعۀ این فنی ‏انگاری و اقتصادی‏ انگاری از دگرگونیهای دیجیتال، مسئله‏ مند و شایان ‏مطالعه است. دگرگونی‏های دیجیتال باید به‏ مثابه دگرگونی‏های اجتماعی بازصورت‏بندی ‏شوند و در مناسبات اجتماعی، بازحک‏ ‏شوند.

 1. بیان مسئله

هرچند فنی و ابزاری انگاشتنِ دگرگونی‏های دیجیتال، در صنعت و در متون مهندسی یا فناوری اطلاعات، مسئله-مند است؛ ولی نفوذ آن به‏مثابه گفتمان غالب در متون دیگر رشته‏های دانشگاهی (مانند مدیریت و ارتباطات) مسئله‏ متفاوتی است، و تسلط و تصلب آن به‏مثابه گفتمان در دیگر رشته‏های دانشگاهی، چالشی مهمتر است. پس در این رشته‏ها نیز دگرگونی‏های دیجیتال، به امر فنی (نه اجتماعی) و ابزاری (نه معرفتی) فروکاسته می‏شوند: امر اجتماعی به امر فنی تقلیل می‏یابد، و فن‏شناسی به فن تقلیل مییابد. محور دگرگونی‏ها، فناوری (و نه انسان: چه طراحان فناوری، و چه کاربران آن) انگاشته می‏شود و دگرگونی‏های دیجیتال، فنی‏انگاریِ و ابزاری‏انگاری می‏شود. ادعای این مقاله آن است که گفتمان دگرگونی‏های دیجیتال، از مهندسیِ رایانه و فناوری اطلاعات به متون مدیریت و ارتباطات وارد شد، و در این رشته‏ها نیز فنی‏انگارانه و ابزار‏انگارانه باقی ماند و مسلط شد. این گفتمان در مدیریت، بر: 1) کارایی، اثربخشی، و بهره‏وری؛ 2) خلق ارزش، کسب منفعت، و رهبری روندها؛ 3) مطلوبیت اقتصادی[5] (و فروکاست آن به فایده[6] و فروکاست فایده به سود مالی[7])، تمرکز دارد (که هسته‏های هستی‏شناختی و وقته‏های معرفت‏شناختی رشته مدیریت هستند، و البته بدیل‏هایی دارند که کمتر به آن‏ها توجه می‏شود). مسئله این است که دال‏های رشته‏ای مدیریت، در گفتمانهای رشته‏های دیگر (مانند ارتباطات) نیز بازتاب و پژواک یافته‏اند، و فنیانگاری و اقتصادی‏انگاری دگرگونی‏های دیجیتال، حتی در متون دیگر رشته‏ها (مانند ارتباطات) نیز نقد نمی‏شوند. پس دگرگونی‏های دیجیتال، فقط فنی-ابزاری و فقط اقتصادی-مدیریتی صورت‏بندی و مفصل‏بندی می‏شوند؛ و آن گفتمان وارداتی به مدیریت (و صادراتی از آن) بازتولید می‏شود و خود را بازتولید می‏کند. انتقادهایی که می‏توان به گفتمان غالب دگرگونی‏های دیجیتال وارد کرد عبارتند از: 1) دگرگونی‏های اجتماعی را به تغییرهای فقط فنی (و دسترسی‏ به آنها، و/یا دستکاری با آن‏ها) تحویل و تقلیل می‏دهد؛ 2) به بروندادها و پیامدهای ناگوار یا ناخواستۀ فناوری‏ و دگرگونی‏های فناورانه (مانند نهادینه شدن و نهادمند شدن نظارت فناورانه و نقض فناورانه حقوق کاربر) نمی‏پردازد؛ 3) به محدودیت‏ها یا چالش‏های اجتماعی این دگرگونی‏ها نمی‏پردازد. این گفتمان، دگرگونی‏های دیجیتال را از مناسبات اجتماعی فک می‏کند؛ و این دگرگونی‏ها را تنها در مناسبات اقتصادی حک می‏کند که (در سرمایه‏داری) از مناسبات اجتماعی فک شده‏اند. گفتمان دانشگاهی غالب نیز دگرگونی‏های دیجیتال را از ابعاد فرهنگی-اجتماعی آن زمینه‏زدوده می‏کنند و این دگرگونیها را در گفتمان‏های رشته‏ایِ “مدیریت” باززمینه‏مند می‏کنند، که بسیاری از وقته‏ها و مفصل‏بندی‏های آن، استخراجی یا اقتباسی از فناوری یا مهندسی است، و در مظان اتهام زمینه‏زدودگی گزاره‏ها از گفتمان‏ها (و زمینه‏زداییِ گفتمان‏ها از بافتهای اجتماعی) هستند. منظور از ابعاد فرهنگی-اجتماعی، هم موانع و محدودیت‏ها (مانند نابرابری‏ها، شکاف‏ها، و انسدادها)، و هم فرصت‏ها و ابتکارها (مانند پویش‏ها، کارزارها، و کنشگری‏ها) در دگرگونی‏های دیجیتال است.

 2. چارچوب مفهومی پژوهش

در مقالۀ حاضر، دگرگونی‏های دیجیتال، در ارجاع به دو مفهوم از کتاب دگرگونی‏های بزرگ (Polanyi, 2019) تحلیل شده است: حک‏شدگی و فک‏شدگیِ مناسبات اقتصادی و اجتماعی. ابتدا این دو کلیدواژه‏ را تعریف می‏کنیم و سپس (برای ترسیم ارتباط آنها با متون دانشگاهی دربارۀ دگرگونیهای دیجیتال) سه مفهوم دیگر (پیکربندی، صورت‏بندی، و مفصل‏بندی) را معرفی می‏کنیم.

حکشدگی[8]: ادعای پولانی آن است که (در اروپا) پیش از سرمایه‏داری، زندگی اقتصادی (دارایی و درآمد) در زندگی اجتماعی (در ساختارها و مناسبات اجتماعی) حک شده بود[9]. هرچند این حک‏شدگی، در نظامی مانند فئودالیسم، جای نقد دارد، ولی حتی در این نظام هم، این امر اجتماعی و مناسبات آن بود که امر اقتصادی و مناسبات آن را تعیین می‏کرد یا تعیّن می‏بخشید. مفهوم حک‏شدگیِ مناسبات اقتصادی در مناسبات اجتماعی، در مقابل جریان غالب و گفتمان حاکم است که «اقتصاد در حکم نظامی به‏هم‏پیوسته از بازارها دیده می‏شود که عرضه و تقاضا را به‏طور خودکار به‏کمک سازوکار قیمت‏ها میزان می‏کند» (Polanyi, 2019) و «حتی وقتی ... نظام بازار... به‏کمک دولت نیاز دارد -تا از شکست جلوگیری کند، هنوز هم بر اقتصاد -در حکم نظام تعادل‏بخشی از بازارهای یکپارچه- تکیه دارد» (Polanyi, 2019). در این جریان غالب و گفتمان حاکم ــ‏که اقتصاد را به‏مثابه امری مستقل و/یا زیربنا بازنمایی یا بازشناسی می‏کند‏ــ حک‏شدگی، دلالت بر این نکته دارد که اقتصاد، تابع سیاست و مناسبات اجتماعی دیگر است.

فکشدگی[10]: بر اساس ادعای پولانی، در اروپای قرن ‏بیستم، زندگی اقتصادی (و مناسبات آن) از زندگی اجتماعی (و مناسبات آن) فک شد و حتی مناسبات اجتماعی (و دگرگونی‏های آن) بودند که بر زیربناهای اقتصادی و مناسبات اقتصادی (و دگرگونی‏های آن) حک شدند. پولانی، با به‏کارگیری کلیدواژۀ « نظام بازار» تصریح می‏کند که به‏جای اینکه اقتصاد بر امر اجتماعی (و مناسبات اقتصادی بر مناسبات اجتماعی) حک شود، این امر اجتماعی و مناسبات اجتماعی بود که بر امر اقتصادی و مناسبات اقتصادی حک شد. البته به‏نظر بلاک[11] این به‏آن-معنا نیست که پولانی ادعا کرده باشد سر برآوردن و سرآمد شدن سرمایه‏داری باعث شده است که نظام اقتصادی به‏طور کامل از جامعه فک شود و جامعه را به تسلط خود درآورد و چنین برداشتی از دیدگاه پولانی، بدخوانی و بدفهمی آن، و ادراک نادرست و استفاده نادرست از آن است. استدلال بلاک این است که هرچند سرمایه‏داران یا اقتصاددانان کلاسیک اولیه می‏خواستند چنین نظامی را نظریه‏مند و/یا مستقر کنند، اما به‏دلیل تنش مستمر جنبش‏های حامی بازار آزاد و جنبش‏های حامی جامعه مدنی، بازار خودتنظیم هرگز محقق نشده است و هرگز نیز نمی‏تواند در ادامۀ همین ساختار و سازوکار تحقق یابد. اگر امکان تحقق آن در گذشته یا آینده وجود داشت، نیازی به سیاست‏های تنظیمی در علم اقتصاد یا اِعمال آن در بازار -به‏مثابه‏ جامعه- نبود (مقدمۀ بلاک، در Polanyi, 2019, pp.19-21).

پیکربندی[12]: پیکربندیِ، پاسخی به این است که فناوری برای چه هدفی طراحی شده است، چه اجزایی را دربر می‏گیرد، هر یک از این اجرا چگونه کار می‏کنند، اجزا چگونه به همدیگر متصل شده‏اند تا آن هدف را به انجام رسانند، و چگونه کاربردهای بالفعل (برای کاربران) ممکن است از کارکردهای بالقوه (برای طراحان) متفاوت باشند. پس هر فناوری را می‏توان به گونه‏های متفاوت پیکربندی کرد اما فن‏شناسیِ آن (بنیانهای معرفت‏شناختی درباره چیستی فناوری، چرایی نیاز به ابداع آن، و چگونگی کار کردن آن و کار کردن با آن)، خود نیز پیکربندی است؛ پس هر فناوری، یک پیکربندی معرفت‏شناختی است (Rip). پیکربندی فناوریهای دیجیتال به این می‏پردازد که 1. هر سامانه یا سکوی دیجیتال، چرا ابداع شده است؟ 2. چگونه کار می‏کند و چگونه باید با آن تعامل کرد؟ 3. کاربران، چقدر و چگونه از آنها استفاده می‏کنند؟ ولی پیکربندی دگرگونی‏های دیجیتال به این اشاره دارد که 1. چه تغییرهایی در معماری و کارکردهای فناوریهای دیجیتال و اشاعه و استفاده آنها را دگردیسی (فقط تفاوتهای شکلی، اندک، موقت) می‏دانیم و چه تغییرهایی را دگرگونی (تفاوت در فرآیند، روند، سازوکار، یا ساختار) در سطحی جمعی میدانیم؟ 2. کمیت و کیفیت آنها چیست و چه نسبتی با دگرگونیهای اجتماعی دارند (که به نادرست، دگرگونیهای فناورانه شناخته نمی‏شدند)؟ 3. این دگرگونیها به چه پیش‏زمینه‏ها و چه پیامدهای اجتماعی دلالت دارند؟

مفصلبندی[13]: اتصال یا پیوندی که است «شرایط خاصی برای ظهور و بروز دارد که با فرایندهای خاصی فراهم و پایدار می‏شوند، و پیوسته باید بازسازی و نو شود، وگرنه محو یا واژگون می‏شود» (Hall, 1985, pp.113-114). گفتمان دگرگونی‏های اجتماعی، با تبیین یا تفسیر شرایط تحقق آنها (یا موانع آنها)، تفصیل می‏یابد و مفصل‏بندی می‏شود. مفصل‏بندی دگرگونی‏های دیجیتال به این اشاره دارد که کدام دگرگونی‏ها و چگونه امکان‏پذیر هستند؟ کدام دگرگونی‏ها، ممکن یا مقرون‏به‏صرفه نخواهند بود؟ کدام سازوکارها و مناسبات دگرگون خواهند شد؟ کدام زیرساختها و ساختارها دگرگون نخواهند شد؟ تسهیل‏کننده-تسریع‏کننده‏ دگرگونی‏های اجتماعی چیست؟ موانع-محدودیتهای اجتماعی آنها چیست؟

صورتبندی[14]: با مناسبات اجتماعیِ، ساختار نهادی، و البته بافت فرهنگی فعالیتهای اقتصادی (Clarke, 2015) نمود می‏یابد و آنها را بازتاب می‏دهد. به این اشاره دارد که نظام اقتصادی و وضعیت اقتصاد ملی و روندهای اقتصادی جهانی، چه کشش‏ها و رانش‏هایی را برای پیشبرد دگرگونی‏های دیجیتال یا برای متوقف کردن آن یا کاستن از سرعت یا اثر آن، اعمال می‏کنند؟ عملکرد اقتصادی پیشینی هر نهاد، وضعیت مالی کنونی آن، و برنامۀ سرمایه‏گذاری‏ها و هزینه‏کردهای آن، چه تأثیرهای مثبت یا منفی‏ای بر تحقق تحول دیجیتال دارد؟ دامنۀ این تأثیرها و شدت آن‏ها چقدر است؟ چه راهکارهایی برای برون‏رفت از این شرایط یا حل مسائل وجود دارد؟ ابزارهای دگرگونی‏های دیجیتال و نیروی کار آن، در مالکیت چه کسی و تحت مدیریت چه کسی است؟ مدیران رسمی سازمان‏ها و رهبران غیررسمیِ برون‏سازمانی، از چه ساختارها و سازوکارهایی برای پیشبرد اهداف و تأمین منافع خود (و برای محدود یا مسدود کردن دسترسی دیگران به ابزار تولید و نیروی کار) استفاده می‏کنند و چگونه دگرگونی‏های دیجیتال را در راستای تأمین و تضمین منافع خود و بسط و قبض فرادستی خود در مناسبات دیجیتال، تنظیم می‏کنند؟ ساختارها و سازوکارهای از‏پیش‏موجود در اقتصاد، چگونه در مقابل دگرگونی‏های دیجیتال و مناسبات اقتصادی آن به‏کار گرفته می‏شوند تا مناسبات را به‏نفع عده‏ای (و به‏ضرر عده‏ای) حفظ کنند؟ فرایندها و فعالیت‏های دیجیتال چگونه بر ساختارها و سازوکارهای پیشادیجیتال چیره می‏شوند، و پیکربندیِ دگرگونی‏های دیجیتال، صورت‏بندیِ مناسبات آن، و مفصل‏بندیِ نظریۀ اجتماعی را دگرگون کنند؟ پس مفاهیم مفصل‏بندی گفتمان و صورت‏بندی اجتماعی کمک می‏کنند دریابیم و نشان دهیم چگونه در متون فناوری و مدیریت، پیکربندی دگرگونیهای دیجیتال، ابزاری و اقتصادی انگاشته شده‏ (و به آن فروکاسته شده) است، و مناسبات اقتصادی از مناسبات اجتماعی فک ‏شدهاند، و مناسبات اجتماعی در مناسبات اقتصادی حک ‏شدهاند.

 3. پیشینۀ پژوهش

  دگرگونی‏های دیجیتال، در سه سطح، مفهوم‏پردازی، شاخص‏سازی، و سنجش شده‏اند:

سطح نقش: از دگرگونی‏های دیجیتال به مثابه مجرای تسهیل و تقویت مهارت و عملکرد معلمان (Esmaeili et al., 2024) و دانشجو-معلمان (Khanifar & Ghofrani, 2020) نام برده شده، یا از آن به مثابه ابزار مدیریت عملیاتی (HosseiniNasab et al., 2021a, 2021b) یا عصای رهبری کسب‏وکار (Kargar, Shouraki, 2022) نام برده شده است. آنچه در اینجا، مغفول مانده یا از آن غفلت شده، دو مساله است: 1. کارآمد یا کافی نبودن دگرگونیهای فناورانه برای بهسازی منابع انسانی و توسعه سرمایه‏های انسانی (و بهبود عملکرد و تعالی سازمان)؛ و 2. اثربخش یا پایدار نبودن این دگرگونیها (در صورت تقلیل کارکنان به صرف نیروی کار و انسان‏افزارهای سازمانی، و عدم درنظرگیری آگاهی و اراده آنها به مثابه انسانهای برخوردار از عاملیت و سوژگی برای مخالفت و مقاومت در مقابل دگرگونی‏ها).

سطح سازمان: دگرگونی‏های دیجیتال در سازمان آموزش فنی‏و‏حرفه‏ای (Jazani et al., 2023)، دانشگاه‏های علوم پزشکی (Jalali et al., 2024)، سازمان امور مالیاتی کشور (Mehrkam & Nasimi, 2024)، شرکت ارتباطات زیرساخت (Ghasemi Ghonchehnazi & Atashsooz, 2024)، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات (Modaresi et al., 2023)، شرکت همراه اول (Nadimi et al., 2021)، قوۀ قضائیه (Farzaneh & Rouhani, 2021)، آستان قدس رضوی (Hoseini & Rahmanseresht, 2021)، موردکاوی و منتشر شده‏اند. در گفتمان غالب در رشته مدیریت، رهبران کسب‏وکار و مدیران دیجیتال، در جایگاه و نقش حکمران دیجیتال بازنمایی و بازشناسی می‏شوند که دگرگونی‏های دیجیتال را ناوبری[15] و سکان‏داری (راهبری و رهبری) می‏کنند. ولی آنچه در این متون، پوشیده می‏ماند یا پوشانده می‏شود، مقاومتها و مخالفتهای درون‏سازمانی (کارکنان) و بازخوردها و واکنشهای برون‏سازمانی (کارکنان) در مقابل ابعاد فنی، فرآیندی، و فرهنگی دگرگونی‏های دیجیتال است. برخی کارکنان و مدیران ممکن است (به راحتی) نپذیرند از سامانه‏های جدید استفاده کنند یا رویه‏های جدید را در پیش گیرند، و برخی مشتریان یا مراجعین ممکن است جایگزینی محصولهای قبلی با جدید را نپسندند یا ترجیح دهند خدمات پس از فروش یا خدمات شهروندی با همان روال قبلی به آنها ارائه شود.

سطح بخش: دگرگونی‏های دیجیتال در بخش آب و فاضلاب (Pourmoghaddam et al., 2025)، صنایع نفت و گاز (Noadoust & Safdari, 2024; Firouzbakht & Rezaeean, 2022)، کشتی‏سازی (Bahri et al., 2024)، خودروسازی (Mozafari Mehr & Taghavifard, 2024)، صنایع فولاد (Karaminiya et al., 2025)، صنایع دفاعی (Salarnezhad & Abdi, 2021; Mokhtarpour et al., 2024)، نرم‏افزار (Mansourian et al., 2024)، بانک (Ahmadikhesal et al., 2025; Sarraf, & Darabi, 2024; Shiri et al., 2023; Mahmoodi et al., 2023)، بیمه (Kafaee, 2023 Nazari et al., 2022)، سازمان‏های دولتی (Eslamkhah et al., 2024)، بخش عمومی (Karimi et al. 2024)، آموزش عالی (Mohammed Ozer et al., 2024)، کتابخانه‏های دانشگاهی (Khoeini et al., 2023)، کسب‏وکارهای کوچک (Arman et al., 2023)، شرکت‏های دانش‏بنیان (Rastgar et al., 2022)، مخابرات (Yadegari, 2021; Asgharnia et al., 2022)، سازمان‏های صنعتی (Ghelichkhani et al., 2021)، گردشگری (Sharaj Sharifi & Memari, 2019; Lavafan & Gandomkar, 2019) پیمایش و گزارش شده‏اند. ولی در همه آنها، دگرگونیهای دیجیتال به‏ 1) امر فنی (و فروکاست آن به ابزار)، 2. امر اقتصادی (و فروکاست آن به سود)، و امر مدیریتی (و فروکاست آن به کنترل)، بازشناسی و بازنمایی شده‏اند، ولی باید 1) به مثابه فن‏شناسی (و نه فقط فناوری) پیکربندی شود؛ 2) به‏مثابه بستر فرآیندهای دگرگونی (و نه فقط فرآورده نهایی آنها) مفصل‏بندی شود؛ و 3) به‏مثابه کردارها در مناسبات اجتماعی (و نه فقط کاربری های شخصی یا فعالیت های سازمانی)‏، صورت‏بندی شود که از آن‏ها فک شده یا زمینه‏زدوده شده است.

 4. روش پژوهش

پژوهش حاضر به روش مرور روایی انجام شده است. اغلب در مرور نظام‏مند، دروندادها (یعنی متون و گزیده‏هایی از آن‏ها)، فرایندها (چگونگی)، و بروندادها (یعنی یافته‏ها و نتایج) بادقت توصیف می‏شوند تا سوگیرانه نبودن روش نمونه‏گیری و گردآوری داده و سوگیرانه نبودن روش‏های استخراج اطلاعات و استنباط نتایج در آن‏ها نشان داده شود (Abdkhodaei & Tayuri, 2019)؛ براین‏اساس، گاهی در مرور نظام‏مند، الگوهای کلان و تصاویر بزرگ (بین داده‏های فراوان و پراکنده) گم می‏شوند یا دیده نمی‏شوند، یا اینکه چنان کلان‏نگری و کلی‏گویی می‏شود که تفاوت‏ها و تمایزها (در تجمیع و تلخیص داده‏ها) محو می‏شوند یا کنار گذاشته می‏شوند. به‏همین‏سبب در اینجا به‏جای مرور نظام‏مند، به مرور روایی روی آورده‏ایم تا نخست، بین الگوی کلان و تصویر بزرگ (در تحلیل)، و تفاوت‏ها و تمایزهای کوچک (در توصیف)، تعادل برقرار شود، و دوم اینکه، بتوان در نردبان انتزاع، از داده‏های مستند و ملموس به‏سوی استنباط‏ها و ادعاها حرکت کرد، و بتوان از گفتمان استخراجی و روایت ادعایی ما از موضوع، به گزیده‏ها و گزاره‏هایی از متون دست یافت. چالش بنیادین در این روش، این است که نمونه‏گیری و گردآوری داده (به‏دلیل غیرتصادفی بودن)، و استخراج اطلاعات و استنباط نتایج (به‏دلیل نظام‏مند نبودن)، متهم به سلیقه‏ای، جانبدارانه، غرض‏ورزانه، یا سوگیرانه بودن است، و این نقدی است که همواره بر نمونه‏گیری غیرتصادفی وارد می‏شود. کل جمعیت قابل‏مطالعه در این پژوهش، 70 مقالۀ فارسی، اعم از 48 مقالۀ چاپ‏شده در نشریه‏های وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری (عتف)، 6 مقالۀ چاپ‏شده در نشریه‏های دانشگاه آزاد، و 16 مقالۀ منتشرشده در نشریه‏های رتبه‏بندی‏نشده یا غیرپژوهشی (ترویجی یا تخصصی) بود. روند انتشار دربارۀ دگرگونی‏های دیجیتال، از سال 2019 تا 2024، صعودی بوده و از 3 مقاله به 24 مقاله رسیده است که نشان می‏دهد، اهمیت مطالعاتی موضوع، افزایش یافته است. زمینۀ بیشتر مقاله‏ها، «سازمان و مدیریت» (39 مقاله) بوده است و بین گرایش‏های رشتۀ مدیریت، بیشترین میزان انتشار مقاله‏ها (به‏ترتیب) به حوزه‏های منابع انسانی (10 مقاله)، بازرگانی/بازاریابی
(5 مقاله)، و کارآفرینی، مدیریت فناوری اطلاعات، و مدیریت صنعتی (دست‏کم 3مقاله) مربوط می‏شود. از بین نشریه‏ها، «مطالعات مدیریت کسب‏وکارهای هوشمند»، «دانشنامۀ تحول دیجیتال»، «مدیریت دولتی، بررسی‏های بازرگانی، و مطالعات منابع انسانی» (نشریه‏های دانشگاهی رشتۀ مدیریت) (هریک با دست‏کم 3 مقاله) بیشترین توجه را به دگرگونی‏های دیجیتال (در نشریه‏های دانشگاهی) داشته‏اند. در پژوهش حاضر، از مجموعۀ 70 مقالۀ فارسی بازیابی‏شده با کلیدواژۀ «تحول دیجیتال» از پرتال جامع علوم انسانی، مقاله‏های سال آغاز سده (2021) و سال پایان مطالعه (2024) به‏عنوان خیز و قلۀ انتشار، یعنی برونداد داشتن و برجسته شدن گفتمان دانشگاهی دربارۀ دگرگونی‏های دیجیتال، انتخاب شده‏اند. داده‏های گردآوری‏شده، عبارت‏اند از: 1) مضمون و موضوع (عنوان اصلی و فرعی مقاله)؛ 2) کلیدواژه‏ها (انتخابی نویسنده و نمایۀ ماشینی)؛ 3) قلمرو دانش (وابستگی رشته‏ای و قلمرو انتشار)؛ 4) یافته‏های کلیدی (هم واژگان و هم گزاره‏های بخش یافته‏ها و نتایج). داده‏ها براساس سه محور تحلیل شده‏اند: 1) سطح تحول دیجیتال: سازمان یا جامعه‏؛ 2) قلمرو رشته‏ای نشریه: مدیریت یا مطالعات اجتماعی؛ 3) وقتۀ کانونی گفتمان: نفع اقتصادی (کارایی، اثربخشی، بهره‏وری، درآمد، سود) یا خیر اجتماعی (آزادی، برابری، گوناگونی).

 5. توصیف دادهها و ارائۀ یافتهها

اگر کلیدواژۀ «فناوری» را که وقتۀ کانونی در گفتمان دگرگونی‏های دیجیتال به‏شمار می‏آید کنار بگذاریم، واژه‏های دیگر با بالاترین فراوانی در مقا‏له‏های موردبررسی عبارت بودند از: حکمرانی، رهبری، راهبرد، چشم‏انداز، و بلوغ که همگی، مفاهیم رشتۀ مدیریت هستند و ‏رویکرد به موضوع در مقاله را نیز آشکار می‏کنند. در لایۀ بعدی، این مفاهیم به آینده‏نگری دگرگونی‏های دیجیتال، راهبردهای پاسخ‏دهی و واکنش به این دگرگونی‏ها، پیاده‏سازی پاسخ‏ها و واکنش‏ها، شایستگی‏های نقشی برای ایفای نقش‏های مدیریتی تا رهبری در این دگرگونی‏ها، و دگرگونیِ فرهنگ سازمانی و (رویکردها، روش‏ها، و راهبردها) مدیریت منابع انسانی، متصل و مرتبط می‏شوند. شاید نتوان در یک پژوهش غیرکمّی، از کلیدواژۀ کمّی «همبستگی» برای توضیح هم‏زمانی پربسامدی یا فراوانی این واژگان (مانند روش تحلیل هم‏واژگانی در رشتۀ اطلاعات یا روش تحلیل محتوا در رشتۀ ارتباطات) استفاده کرد؛ ولی می‏توان از همسویی یا هم‏راستایی کاربرد هم‏زمان آن‏ها در متن بهره برد که مدیریتی بودن، هم مفاهیم و هم رویکردهای این متون را توضیح می‏دهد. هدف ما، ترسیم شبکۀ مفهومی یا نقشۀ مفاهیم، یا ترسیم ساختار دانش و درخت‏وارۀ روابط نبوده است. ادعا نداریم رابطه جز و کل (مجموعه و زیرمجموعه، یا مقوله و زیرمقوله) بین مفاهیم را اکتشاف و استخراج کرده‏ایم؛ و مدعی هم نیستیم بین دالها، روابط همنشینی و جاشینی برقرار کرده‏ایم، یا منظومه‏های گفتمانی و پادگفتمانی را بازشناسی و ترسیم کرده‏ایم. صرفا بر این تاکید و تمرکز داریم که واژه‏های پربسامد در پیکرۀ زبانی، به بازنمایی بیشتر آن بُعد از موضوع در متن اشاره دارند؛ ولی این به‏معنای آن نیست که پربسامدترین واژه‏ها، مهمترین مفاهیم هستند؛ یا واژه‏های کم‏بسامدتر، کم‏اهمیت‏تر هستند.

5-1. پیکربندی

 در بین پیش‏زمینه‏ها یا پیش‏نیازهای دگرگونی‏های دیجیتال، بیش از هرچیز بر تأمین دسترسی به زیرساخت‏های فنی، و اشاعه و اقتباس و به‏کارگیری فناوری‏های کاربردی تأکید می‏شود. زیرساخت‏ها و فناوری‏ها و خدمات آن‏ها، شبکه‏ای طراحی شده‏اند، شبکه‏ای مدیریت می‏شوند، و شبکه‏ای تغییر می‏کنند؛ ازاین‏رو، نه در خلأ، بلکه در اکوسیستمی دیجیتال و البته در اکوسیستمی تخصصی، فعالیت و در همان اکوسیستم تغییر می‏کنند؛ بنابراین، اکوسیستم‏ها و الزام‏های آن‏ها، به‏عنوان دومین پیش‏زمینۀ مهم در دگرگونی‏های دیجیتال، بازشناسی و بازنمایی شد‏ه‏اند. سومین پیش‏نیاز موفقیت در این دگرگونی‏ها، برخورداری از یک ره‏نگاشت برای حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب است، که پیاده‏سازی آن، نیازمند رهبری تحول دیجیتال است که شایستگی‏های افرادی که در چنین جایگاهی قرار می‏گیرند، در آن مقاله‏ها بیان و تبیین شده‏ است.

 چگونگی پیاده‏سازی و رهبری ره‏نگاشت دیجیتال، در قالب فرایندهای برنامه‏ریزی، هماهنگی، و سازماندهی (در متون مدیریت) بیان می‏شود. ولی، در سطوح متفاوت و در موقعیتهای متفاوت، چالشهای پیش روی پیاده‏سازی و رهبری آن، متفاوت هستند: 1) در سطح رهبری: نیاز به چشم‏انداز برای دگرگونی؛ 2) در سطح مدیریت‏های میانی: نیاز به توانایی کم‏اثرسازی یا کاهش مقاومت در مقابل دگرگونی‏ها؛ و 3) در سطح بدنۀ منابع انسانی: نیاز به مهارت‏های کاربری فناوری‏ها. بنابراین، در ساختار سازمانی هرچه به قاعدۀ هرم نزدیک‏تر می‏شویم، اهمیت فناوری و مهارت‏های کاربری آن در دگرگونی‏ها افزایش می‏یابد و هرچه به رأس هرم نزدیک‏تر می‏شویم، برخورداری از چشم‏اندازی راهبردی و توانایی ارتباطی برای همراه‏سازی دیگران با خود در دگرگونی، اهمیت بیشتری می‏یابد. فنی‏انگاری دگرگونی‏های دیجیتال و کانونی‏پنداری نقش فناوری در دگرگونی‏ها، بیشتر به مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی مربوط می‏شود و در گفتمان‏های رهبری و حکمرانی، این شناسایی فناوری‏های دگرگون‏کننده و مزیت رقابتی کاربرد آن‏ها در سازمان است که اهمیت بیشتری دارد. در چنین گفتمان‏هایی به مهارت مدیران و رهبران در کاربری فناوری، یا کمیت و کیفیت استفادۀ آن‏ها از این فناوری‏ها، کمتر توجه می‏شود یا اصلاً توجه نمی‏شود؛ زیرا، شایستگی‏های نقشی و الزام‏های اداری رهبران و مدیران، با شایستگی‏ها و الزام‏های کارکنان و حتی مدیران عملیاتی ــ‏چه در سازمان و چه در دگرگونی‏های دیجیتال‏ــ متفاوت دانسته می‏شوند.

 در پاسخ به اینکه چرا باید دگرگونی‏های دیجیتال را در سازمان را ناوبری و راهبری کنیم و در بازار (و در جامعه) سکان‏دار و پرچم‏دار آن باشید، بر 3 مفهوم تأکید می‏شود: 1) بقا در بازارِ با رقابت‏های فزاینده، و بقا در عصر انقراض‏های جمعی: اگر که به دگرگونی‏ها نپیوندید، یا (به تملک و تصرف سازمان‏هایی درمی‏آیید که آن‏ها به دگرگونی‏های دیجیتال پیوستند، یا از بازار حذف خواهید شد. 2) بلوغ فناوری در سازمان و مزیت رقابتی سازمان در بخش: اینکه چقدر و چگونه فناوری را در سازمان به کار می‏گیرید، و چقدر سهم خود از بازار (و جایگاه خود بین رقبا) را به نفع خود تغییر می‏دهید، به‏مثابه بلوغ مدیریت منابع در سازمان، و به‏مثابه برتری شرکت در سپهر رقابتی تعبیر می‏شود. 3) بهبود عملکرد و بهینه‏سازی فرایندها: کارها را چقدر سریع‏تر و ساده‏تر ولی کارآمدتر و مؤثرتر انجام می‏دهید؟ ارزیابی‏های واحد منابع انسانی از عملکرد شخص شما و واحد شما چقدر بهتر شده است؟ ارزشیابی عملکردهای شما توسط تیم مدیریت مالی و نمایندگان ذی‏نفعان نیز بهتر شده است یا نه؟ این‏ها پرسش‏هایی در راستای شناسایی نشانه‏های دگرگونی‏های دیجیتال، واکنش مقتضی و متناسب به آن‏ها، و دگرگونی عملکرد و فرایندهای خود در نسبت با آن‏ها است. پاسخ‏ها، همان بروندادهای مستقیم و ملموس، یا پیامدهای غیرمستقیم و غیرملموس درگیر شدن در دگرگونی‏های دیجیتال و درگیر کردن دیگران در آن‏ها است. این مفاهیم، نه فقط واژه‏های متداول متون رشتۀ مدیریت، بلکه واژه‏هایی هستند که از آن‏ها استفاده می‏شود تا رهبران و مدیران و البته تأمین-کنندگان منابع مالی و تأییدکنندگان فرایندهای اداری متقاعد شوند که با دگرگونی‏ها مخالفت نکنند، در آن‏ها سرمایه‏گذاری کنند، از آن‏ها پشتیبانی کنند، و از نفوذ خود برای جلب همراهی و مشارکت دیگران در آن‏ها استفاده کنند.

5-2. صورتبندی اجتماعی

  اگر بر عنوان، کلیدواژه‏ها، و چکیدۀ مقاله‏ها متمرکز شویم، دگرگونی‏های دیجیتال تنها در سطح سازمانی یا به‏عنوان بخش اقتصادی درنظر گرفته شده بودند و از‏همین‏رو، کلیدواژه‏های سازمان و شرکت، در عنوان یا چکیدۀ مقاله‏ها، پُربسامد بود، ولی حتی یک‏بار از واژۀ جامعه، اجتماع، یا جماعت، استفاده نشده بود. اگر بر نام نشریه، دسته‏بندی موضوعی، و وابستگی رشته‏ای آن متمرکز شویم، بیشتر مقاله‏ها در نشریه‏های رشتۀ مدیریت (صنعتی، بازرگانی، منابع انسانی و رفتار سازمانی، دانش و فناوری اطلاعات) منتشر شده بودند و حتی مقاله‏های نشریه‏های دیگر (مانند سیاست‏نامۀ علم و فناوری) نیز رویکرد مدیریتی داشتند که در اقلام واژگانی[16] آن‏ها نمود آشکاری داشت.

 

5-3. مفصلبندی گفتمان

به محدودیت‏های غیرفناورانه (فردی و فرهنگی) در اشاعه و اقتباس فناوری‏های دیجیتال و آثار آن‏ها بر پذیرش و پیشبرد دگرگونی‏های دیجیتال (در سطح سازمانی و در سطح فراسازمانی) اشاره نشده است؛

به ارتباط‏های شبکه‏های غیررسمی در سازمان، بافت‏های کمترملموس و کمترمستند در سازمان، تعامل‏ها و تراکنش‏ها با بیرون از سازمان، و امتداد و استمرار بخشی از بافت‏های اجتماعی برون‏سازمانی به درونِ سازمان اشاره نشده است؛ بنابراین، پیچیدگی و درهم‏تنیدگی این جریان‏ها و فضاها در دگرگونی‏های دیجیتال، واکاوی یا حتی بازشناسی ‏نشده‏اند.

حتی یک مقاله با مفهوم، چارچوب، یا ارجاع به نظریه‏ایِ اجتماعی (غیرمدیریتی) یافت نشد، یا از رویکرد تغییر اجتماعی به نقد دگرگونی‏های دیجیتال نپرداخته بود، یا در نشریۀ گروه مطالعات اجتماعی (شامل ارتباطات) منتشر نشده بود (تا درگیری کارورزان این رشته در انتشار حرفه‏ای دستاوردهای دگرگونی‏های دیجیتال، یا درگیریِ آن‏ها در نشر عمومی یافته‏های پژوهش در‏این‏زمینه را نشان دهد). سازمان‏ها، ساختمان‏انگاری، و منابع انسانی، ربات‏انگاری شده‏اند؛ دگرگونی‏های دیجیتال نیز بازسازی و نوسازیِ بناها و ابزارِ این ساختمان تعبیر شده‏اند، و کارکنان و کارمندان ــ‏هرچند از آن‏ها با عنوان سرمایۀ انسانی و عوامل دگرگونی یاد شده است‏ــ مجبور به پیروی از فناوری و دگرگونی‏های فناورانه، انگاشته شده‏اند. شاید ادعا شود که تعداد بیشتر مقاله‏ها در حوزۀ مدیریت منابع انسانی، دلالت بر این دارند که دگرگونی‏های دیجیتال، منبع یا مجرایی برای توسعه یا تعالی منابع انسانی به‏شمار آمده است؛ ولی فرد، حتی در این گرایش از رشتۀ مدیریت، یکی از منابع سازمانی، یعنی انسان‏افزار است و به مثابه عنصری برای افزایش کارایی، اثربخشی، بهره‏وری، درآمدزایی، و سودآوری به وی نگاه می‏شود، و هدف از دگرگونی‏های دیجیتال، توسعۀ توانمندی‏ها و تعالی فردی و تحرک اجتماعی (و بازمفصل‏بندیِ نسبت او با آزادی، برابری، یا گوناگونی) وی نیست.

نتیجهگیری

دگرگونی‏های دیجیتال، تنها به‏معنای استقبال و استفاده از فناوری‏های دیجیتال، چه در محیط‏های کار و چه در حوزۀ عمومی نیست، بلکه صورت‏بندی اجتماعیِ برآمده از گشتاورهای فنی و غیرفنی (نیروهای اجتماعی مرتبط با آن‏ها و مناسبات اجتماعی این نیروها) است. چهار گشتاور فنی این دگرگونیها عبارت‏اند از: «محاسبات ابری، کلان‏داده‏ها، هوش مصنوعی، و اینترنت اشیاء» (Siebel, 2023, p.8). ولی وقتی فقط بر فناوری و دگرگونی‏های آن تمرکز می‏کنیم، از نقش گشتاورهای غیرفنی (یعنی تحلیل نیروهای اجتماعی و مناسبات اجتماعی آن‏ها و دگرگونی‏های آن‏ها)، غافل می‏شویم یا آنها را نادیده می‏انگاریم؛ پس ساخت اجتماعیِ فناوری[17] (و ادراک‏ها و انگاره‏ها از چیستی فناوری) یا شکل‏یابی اجتماعیِ فناوری[18] (و چگونگی و چرایی طراحی و توسعۀ فناوری، یا سفارشی ‏شدن و متناسب- شدن آن) مطالعه نمی‏شوند. حتی وقتی این دگرگونی‏ها به‏عنوان فرایندهای گردش محصول (طراحی، اجرا، کاربری) و کردارهای اجتماعی (تولید، توزیع، مصرف) تحلیل می‏شوند، برخی تحلیلها (مانند تقلیل جهانی‏شدن به جهانی‏سازی، همسان‏سازی، استانداردسازی، غربی‏سازی، و آمریکایی‏سازی) به زمینه‏های اجتماعی که دگرگونیهای فناورانه-اجتماعی در آن‏ها واقع می‏شوند نمی‏پردازند، آنها را کم‏اثر می‏پندارند، یا فناوری و دگرگونیهای آن را گشتاور قوی‏تر و موثرتری از نیروهای اجتماعی و مناسبات آنها در دگرگونی دیجیتال، بازشناسی و بازنمایی می‏کنند؛ گویی فناوری (و دگرگونیهای آن)، تعیین‏کننده و تعین‏بخش مناسبات اجتماعی (و دگرگونیهای آنها) است. ولی دگرگونی دیجیتال در خلأ روی نمی‏دهد (Aguiar, 2023, p.27). از‏یک‏سو، همۀ دگرگونی‏های دیجیتال در یک محیط دیجیتال کلان‏تر رخ می‏دهند و با هم تعامل و تراکنش دارند؛ ازاین‏رو، نمی‏توان آن‏ها را به‏گونه‏ای منفرد و منفک درنظر گرفت، و از‏سوی‏دیگر، همۀ آن‏ها در موقعیت‏های اجتماعی‏ای واقع شده‏اند که افراد در آن‏ها با یکدیگر و با سامانه‏ها، تعامل و تراکنش دارند؛ بنابراین، این تعامل‏ها و تراکنش‏ها بر دگرگونی‏های دیجیتال تأثیر می‏گذارند و نمی‏توان آن‏ها را از تحلیل کنار گذاشت. دگرگونی دیجیتال با فناوری‏های دیجیتال بالقوه/ممکن می‏شود، ولی بالفعل/محقق نمی‏شود و تحقق آن، منوط به شرط‏های مادی دسترسی به منابع و دسترسی به قدرت برای مدیریت منابع است؛ پس فناوری‏های دیجیتال همۀ دگرگونی دیجیتال نیستند. فناوری‏ها، زیرساخت‏ها و بستری برای برقراری اتصال‏ها و برقراری ارتباط‏ها هستند تا ساختارها، سازوکارها، فرایندها، و فعالیت‏ها را دگرگون کنیم و بتوانیم کارها را به‏گونه‏ای انجام دهیم که تاکنون نمی‏توانستیم، یا کارهایی را انجام دهیم که تاکنون انجام نمی‏دادیم، یا به بروندادها و دستاوردهایی برسیم که تاکنون فراهم نشده بودند؛ بنابراین، باید دگرگونی‏های دیجیتال را صورت‏بندی نیروهای اجتماعی و مناسبات اجتماعی آن‏ها تصویر و تصویر کنیم. هنگامی‏که جریان کنونی و گفتمان غالب دربارۀ دگرگونی‏های دیجیتال را نقد می‏کنیم، می‏توانیم جایگزین آن، یعنی صورت‏بندیِ اجتماعی و پیکربندی فناوری در دگرگونی‏های اجتماعی را نیز پیشنهاد دهیم. در اینجا به سه نمونه از این صورت‏بندی‏ها و پیکربندی‏ها اشاره می‏کنیم. مفهوم، معیار، و مصداق صنعت و فناوری، مناسبات اجتماعی و صورت‏بندیِ اجتماعی، و جامعه و امر اجتماعی، از زمان معرفی آن‏ها (در دهه‏های پیش) تا امروز، دگرگون (و شاید واژگون) شده‏اند و شاید مناسب زمانه ما نباشند و متناسب با زمینۀ ما نباشند؛ ولی می‏توانند به‏مثابه سرنمونه‏ها یا سرنخ‏هایی برای مطالعه و مشاهده (دربارۀ دگرگونی‏های اجتماعی) و کارورزی و نظریه‏ورزی (دربارۀ دگرگونی‏های دیجیتال) باشند.

صورتبندیِ جامعه اطلاعاتی، دانیل بل: می‏توان مقالۀ «چارچوب اجتماعی جامعۀ اطلاعاتی»، نوشتۀ دانیل بل[19] (1973)، در کتاب «انقلاب میکروالکترونیک: یک راهنمای کامل دربارۀ فناوری جدید و تأثیر آن بر جامعه» (ویراستۀ تام فارستر[20]) را: 1) یک پیکربندی از دگرگونی‏های دیجیتال (نه فقط فناوری‏ها)؛ 2) یک صورت‏بندی اجتماعی (از تولید و توزیع و مصرف، نه فقط یکی از آن‏ها)؛ و 3) مفصل‏بندیِ مناسبات بین این نیروهای اجتماعی (تولیدکنندگان، توزیع‏کنندگان، و مصرف‏کنندگان فناوری‏ها و داده‏ها و خدمات) درنظر گرفت. بر‏این‏اساس، با سه صورت‏بندی پیشاصنعتی، صنعتی، و پساصنعتی روبه‏رو هستیم: 1) صورت‏بندی پیشاصنعتی: مبتنی‏بر قدرت بدنی و درآمد ناشی از فعالیت کشاورزی بود؛ بنابراین، نظامیان و زمین‏داران در آن قدرتمندتر بودند، و قدرت از طریق وراثت یا جنگ جابه‏جا می‏شد؛ 2) صورت‏بندی صنعتی: مبتنی‏بر قدرت مهارتی و درآمد ناشی از کاربری ماشین‏ها بود؛ بنابراین، کارخانه‏داران و مهندسان در آن قدرتمندتر بودند و قدرت از طریق وصیت یا جانشینی جابه‏جا می‏شد؛ 3) صورت‏بندی پساصنعتی: مبتنی‏بر قدرت اطلاعاتی و درآمد ناشی از خدمات است؛ بنابراین، دانش‏آموختگان آموزش عالی (به‏شرط برخورداری از دانش و گاه، تنها مدرک) و کارورزان بخش خدمات (به‏شرط برخورداری از مهارت‏، و گاه، تنها گواهینامۀ حرفه‏ای) ممکن است ثروتمند و قدرتمند باشند یا امکان تحرک اجتماعی به آن را داشته باشند (البته ثروت و قدرت آن‏ها با طبقۀ مرفه و حاکمیت، مقایسه‏شدنی نیست) (Siebel, 2023, pp.14-17).

 صورتبندیِ جامعه پساصنعتی، الن تورن: «تاریخ اجتماعی آینده: طبقات، نزاع‏ها، و فرهنگ در جامعۀ برنامه‏نویسی‏شده» (Touraine, 1971)، به تداوم و تشدید نابرابری‏ها و شکاف‏های طبقاتی در دگرگونی‏های اجتماعی سریع و گسترده، تغییر شکلی و ماهوی قشربندی و ساختارِ طبقاتی، و نسبت آن‏ها با دگرگونی‏های فناورانه (و نه اثر جبریِ خطی تعیین‏کننده و تعین‏بخشِ عاملِ فناوری بر آن‏ها) پرداخته است. در این کتاب، دگرگونی‏های اجتماعیِ از صورت‏بندیِ صنعتی به پساصنعتی با سه پیکربندی، مفصل‏بندی شده‏اند: 1) گذار از غلبۀ تولید کالا به ارائۀ خدمات (به‏عنوان شیوۀ مسلط فعالیت اقتصادی)؛ 2) گذار از سرمایه‏های مالی به سرمایه‏های انسانیِ[21] (به‏عنوان محور سرمایه‏اندوزی و سرمایه‏گذاری) شامل کمیت و کیفیت نیروی انسانی، ایده‏ و خلاقیت، مهارت‏ها و توانمندی‏های غیرمهارتی)، غیرفیزیکی شدن کار و برونداد آن، گسترش فناوری‏های اطلاعاتی و ارتباطی در کار و (نظارت) بر کار، و افزایش اهمیت و کاربرد روان‏شناسی سازمانی (و علوم شناختی) و مدیریت منابع انسانی (و رفتار سازمانی)؛ 3) نه فقط ماشینی ‏شدن، بلکه خودکار شدن فزایندۀ فرایندها و فعالیت‏ها (هم در صنعت و هم در خدمات)، کاهش تعداد کارهای فیزیکی نیازمند نیروی کار متکی به قدرت بدنی (و کاهش توان چانه‏زنی بر سر درآمد و بسته‏های جبران خدمات)، کاهش دامنۀ فعالیت و قدرت اثرگذاری اتحادیه‏ها و سندیکاها بر روابط کار و مناسبات اجتماعی آن و در‏هم‏تنیدگی آن‏ها با جهانی‏شدن فناورانه و اقتصادی، جهانی‏شدنِ اقتصاد خدماتی (و بعدها، اقتصاد اطلاعاتی و اقتصاد دیجیتال)، و جهانی‏شدنِ فک‏شدگی مناسبات اقتصادی روابط کار از مناسبات اجتماعی.

 صورتبندی جامعه پسافوردیستی، رابین موری[22]: فوردیسم، به‏عنوان شیوۀ تولید جهانی‏شونده و جهانی‏کننده، ایدۀ آنتونیو گرامشی[23] در دهه 1930 بود که در نیمۀ دوم دهۀ 1970 توسط میشل آگلیتا[24] و در کتاب «تنظیم بحران‏های سرمایه‏داری» (1979) و با کاربرد آن در اقتصاد کار، رواج یافت. ولی مفصل‏بندی آن در قالب صورت‏بندیِ جهانی مناسبات اجتماعی، وام‏دار مقاله‏های «پس از هِنری» (Murray, 1988) و «فوردیسم و پسافوردیسم» (Murray, 1989/1990) است که دگرگونی‏های در‏حال شکل‏یابی و درحال شکل‏دهی معاصر با انقلاب دیجیتال (و سپس، دگرگونی‏های دیجیتال) را این‏گونه پیکربندی کرده‏اند: 1) غلبۀ درآمدزایی و سودآوری بخش خدمات نسبت به بخش‏های دیگر فعالیت اقتصادی (و کم‏هزینه و کم‏خطر بودن آن نسبت به تولید و توزیع کالا)؛ 2) غلبۀ اقتصاد قلمرو[25] بر اقتصاد مقیاس[26] (و تسلط کاراییِ براساس کیفیت و گوناگونی، نه کمیت و انبوهی)؛ 3) گوناگونی فراورده‏ها و فرایندها (هم خدمات، هم فعالیت‏های اقتصادی)؛ 4) تخصصی ‏شدن فزایندۀ محتوای خدمات و مهارت ارائۀ آن‏ها (و عمومی ‏شدنِ عرضه و تقاضای خدمات و نیروی کار آن)؛ 5) جمعیت‏نگاری خریداران-مصرف‏کنندگان (به‏جای جمعیت‏شناسی قشرها-طبقه‏ها)؛ 6) نیاز به فناوری‏های گردآوری و پردازش داده دربارۀ نیازها و خواسته‏های مشتریانِ بالفعل یا بالقوه (و نیاز به نیروی کار پرسشگر و آماردان، مهندس سخت‏افزار و نرم‏افزار)؛ 7) شیوه‏های ماشینی و منعطف تولید (منعطف در برابر نیازها و خواسته‏های بازار، نه در برابر نیازها و محدودیت‏های نیروی کار)، بخش‏بندیِ فزایندۀ بازار در لوای دقت در بازارشناسی و بازاریابی (و تقطیع واقعیت اجتماعی با سنجه‏های بازاری، و تقلیل پیچیدگی‏های امر اجتماعی به مفاهیم مدیریتی)، و فردی ‏شدن فزایندۀ نیروی کار (فک‏شدگی فزایندۀ روابط کار از مناسبات اجتماعی، و بیگانگی نیروی کار از کار خود).

 پیشنهادها برای پژوهشهای بعدی

  این مقاله با این پرسش آغاز شد که دگرگونی‏های دیجیتال، با چه کمیت و کیفیتی در کتاب‏ها و مقاله‏های رشتۀ مدیریت، بازنمایی شده است و این بازنمایی به چه دگرگونی‏های اجتماعی دلالت دارد؟ برخی استادان رشته مدیریت و نویسندگان کتاب و مقاله در این رشته -مانند سخنرانان انگیزشی یا تولیدکنندگان محتوا یا بازاریابان دیجیتال- چنان از دگرگونی‏های دیجیتال سخن می‏گویند که گویی در طلیعۀ طلایی بهینه‏سازی همه‏چیز (با الگوریتم‏های الگویاب، سیاست‏گذاری‏های داده‏مبنا، و داده‏های خدشه‏ناپذیر) هستیم و آن‏ها برای ما تصمیم‏هایی می‏گیرند و آن‏ها را چنان انجام می‏دهند که کارآمد (درست اجرا‏شده)، اثربخش (درست تصمیم‏گیری‏شده)، و مقرون‏به‏صرفه (با حداکثر سود، و با حداقل هزینه) هستند. ولی پرسشی که باقی می‏ماند این است که کارآمد، اثربخش، و مقرون‏به‏صرفه، برای چه کسی، چگونه، و با چه پیامدهایی؟ برای مالکان غول‏های فناوری، برای مدیران شرکت‏های ارائه‏دهندۀ خدمات مبتنی‏بر فناوری، برای مهندسان آن‏ها، برای مشتریان بسیار مهم آن‏ها، یا برای عموم مردم؟ جمعیت‏های نابرخوردار، به‏حاشیه‏رانده‏شده، و خاموش در این دگرگونی‏های دیجیتال چه می‏شوند؟ آن‏ها که حتی برای دسترسی به یک دستگاه (لپ‏تاپ، تبلت، یا موبایل) یا برای اتصال آن به اینترنت، با محدودیت مالی (و نه لزوماً محرومیت) روبه‏رو هستند، و زمان یا مهارت کار با آن‏ها را ندارند تا از آن‏ها برای اشتغال و درآمدزایی استفاده کنند، چگونه و چقدر ممکن است از دگرگونی‏های دیجیتال، بهره‏مند شوند (یا متضرر نشوند)؟چرا دگرگونی‏های دیجیتال، اغلب تنها دربردارندۀ داستان‏های موفقیت نهایی (باوجود شکست‏های پیاپی) و ذیل گفتمان موفقیت فردی (گرگی تنها در جنگل‏های وال‏استریت) است که توسط برخورداران و فرادستان (در رأس هرم)، برای دیگران، دست‏نامه و درس‏نامه‏های مدیریت و توسعۀ فردی می‏شوند؟ چرا در دگرگونی‏های دیجیتال، اغلب، تنها به آزادی‏ها و گذر از قیدها، یا تنها به توسعۀ عدالت و کاهش نابرابری‏ها، اشاره می‏شود؟ اگر دگرگونی‏های دیجیتال، واحد درسی یا حوزۀ پژوهشی‏ای در رشتۀ مدیریت باشد، عجیب نیست که آسیب‏شناسانه و راهکاریابانه ارائه شود (و به زبان اقتصاد بازارِ آزاد عرضه شود) زیرا گفتمان غالب و جریان اصلی این رشته‏ها، بر این مفروض استوار است که چالش‏ها و دلایل و عوامل آن‏ها، قابل‏شناسایی، قابل‏دستکاری، و قابل‏دستیابی هستند؛ بنابراین، با شناخت مسئله‏ها و پیش‏زمینه‏های آن‏ها، می‏توان راهبرد و راهکار (و پیش‏زمینه‏های آن‏ها) را پیشنهاد داد، و بروندادها، دستاوردها، و پیامدها را نیز پیش‏بینی کرد و به آن‏ها دست یافت. ولی چرا ارتباطات و مطالعات فرهنگی (به‏مثابه رشته دانشگاهی و بدنۀ دانشی انتقادی)، به روی دیگر سکه دگرگونیهای دیجیتال، یعنی نابرابری، محرومیت، تبعیض، پیش‏داوری، ستم، سرکوب، فقر، قشربندی، حاشیه-نشینی، بی‏صدایی، نادیده‏انگاری، انحصار، اقتدارگرایی، تمامیت‏خواهی، و یکسان‏سازی نمی‏پردازند؟ چرا متون رشته‏های دانشگاهی ارتباطات و مطالعات اجتماعی، به دگرگونی‏های دیجیتال نپرداخته‏اند یا گفتمانی دگراندیشانه نگسترده‏اند؟

  موضع‏گیری نویسنده مقاله آن است که متون رشته مدیریت (که به لحاظ آمار انتشار مقاله، بر کل گفتمان دگرگونیهای دیجیتال، مستولی و مسلط است) به پیش‏زمینه‏ها و پویاییهای فرهنگی-اجتماعی دگرگونیهای دیجیتال نمی‏پردازند یا آنها را کم‏اهمیت و کم‏اثر بازشناسی می‏کنند، و مخالفتها و مقاومتها (و موانع و محدودیتهای ساختاری و بافتاری) در مسیر این دگرگونیها را (در سطح سازمان و در حوزه عمومی) بازشناسی نمی‏کنند و در تحلیلها بازتاب نمی‏دهند. این باعث شده است گفتمان غالب درباره دگرگونیهای دیجیتال، زمینه‏زدوده و کلی‏گویانه باشد و مشاهده‏های میدانی دگرگونیهای دیجیتال در ایران را واقع‏بینانه و صادقانه گزارش نکنند. این گفتمان غالب، در اغلب موارد: 1. فناوریهای دیجیتال را ابزار (و نه یک بازپیکربندی کردارهای اجتماعی روزمره) می‏انگارد، 2. دگرگونیهای دیجیتال را تغییرهای فناورانه خطّی (و نه پویاییهای اجتماعی پیچیده) بازشناسی می‏کند، و 3. فرآیندها، بروندادها، و پیآمدهای این دگرگونیها را اقتصادی، مثبت، و توسعه-ای بازنمایی می‏کند (و به محدودیتها و محرومیتها در دسترسی به فناوریها، نابرابریها و ناترازیها در استفاده از فناوری برای دگرگونی، و به حاشیه‏رانده‏شدن‏ها و طردهای پیامد آنها نمی‏پردازد). در مقابل، متون رشته‏ای ارتباطات و مطالعات اجتماعی، هم در انتشار مقاله و تولید محتوا درباره دگرگونیهای دیجیتال، (در ایران، و در آثار به فارسی) کم‏کار یا کم‏نمود هستند و گفتمان دگراندیشانه یا جریان بدیل، عرضه و ارائه نداشته‏اند. ولی چالش مهمتر برای تولید متن و انتشار گفتمان در این رشته‏ها، خطر روی‏آوری به مفاهیم و رویکردها یا نظریه‏ها و الگوهای پیشادیجیتال (مانند نظریه‏های انقلاب یا الگوهای توسعه) در تبیین یا تفسیر دگرگونیهای دیجیتال است. از نظر نویسنده این مقاله، نمی‏توان فناوریهای دیجیتال و دگرگونیهای اجتماعی آنها را به مفاهیم و الگوهای تحلیلی پیشادیجیتال احاله کرد یا به آنها فروکاست؛ زیرا نمی‏توان داده‏ها را فقط به‏عنوان پیام در نظریۀ ارتباطی، یا متن در نظریۀ فرهنگی درنظر گرفت، یا فناوری را به‏عنوان مصنوع در نظریۀ انسان‏شناختی، یا ابزار تولید در نظریۀ جامعه‏شناختی، تعریف و تحلیل کرد. مسئله‏ها (از مالکیت ابزار تولید یا جایگاه در مناسبات آن) و موقعیت‏ها (از دیجیتال ‏شدن نمود فیزیکی هرچیز یا تولد هر موجودیت دیجیتال) تغییر کرده‏اند. فناوری‏های دیجیتال به‏مثابه ابزار تولید سرمایه‏داری دیجیتال، و فن‏شناسی‏های دیجیتال به‏مثابه ابزار حفظ جایگاه در مناسبات سرمایه‏داری دیجیتال، با مادی‏گرایی‏ها و صورت‏بندی‏های مناسبات اجتماعی پیشادیجیتال تناسب ندارند و با آن‏ها معنادار نمی‏شوند. فناوری‏های دیجیتال، ابزار تک‏کارکردی نیستند که استفاده از آن را یک‏بار در مناسبات اجتماعی صورت‏بندی کنیم یا آن را حداکثر در قالب ارائۀ تحلیلی از کاربردهای متفاوت یک ابزار در موقعیت‏های متفاوت (از قتل تا جراحی)، مفصل‏بندی کنیم؛ بلکه (این فناوری‏ها و) فن‏شناسی‏های دیجیتال، خود نوعی پیکربندی بین صورت‏بندیِ اجتماعی (در میدان) و مفصل‏بندیِ گفتمانی (در متن، و بین متن و میدان، و بین متن و شناخت) هستند که گوناگونی و پیچیدگی‏های گسترده‏ای دارند و براساس مورد و موقعیت، نیازمند صورت‏بندی‏ها و مفصل‏بندی‏های متفاوت و حتی گاه متضادی هستند (زیرا، با تعارض منافع و تزاحم ارزش‏ها همراه هستند) و نمی‏توان همۀ آن‏ها را در چارچوب یک پیکربندی فناوری (و نسخۀ یگانه‏ای از شناخت و اقدام برای همۀ جهان) گنجاند. مناسبات اجتماعی دیجیتال (و دگرگونیهای آنها)، با صورت‏بندی‏های پیشادیجیتال، تبیین‏پذیر یا تفسیر‏پذیر نیستند و شاید بهتر است بازصورت‏بندی دگرگونیهای دیجیتال، با بازمفصل‏بندی مفهوم دگرگونی، آغاز شود.

  دگرگونیهای دیجیتال نه فقط گاه سبب تغییر محدودیت‏های مکانی و زمانی شده است، بلکه کران‏ها و کردارها در مطالعات اجتماعی، و افق‏ها و امکان‏ها را در نظریه‏پردازی و نقد را نیز تغییر داده است. دگرگونی دیجیتال در اینجا به‏معنای ممکن شدن و رواج یافتن امر تَرامرزی[27] و تَرارشته‏ای[28] است (Sassen, 2006): پژوهشگران رشته‏های متفاوت و از دانشگاه‏های متفاوت می‏توانند در گردآوری و پردازش داده‏ها و در سازماندهی و بازآرایی آن‏ها در قالب یک نظریه یا بازنگری در آن، همکاری داشته باشند، و افرادی که به‏لحاظ رستۀ شغلی یا رشته تحصیلی، به‏عنوان پژوهشگر اجتماعی بازشناسی نمی‏شوند، به کردارهای پژوهش اجتماعی راه می‏یابند یا صدای آن‏ها بیش‏از‏پیش شنیده می‏شود. دگرگونی دیجیتال در اینجا به‏معنای افزایش دسترسی به بروندادهای پژوهش اجتماعی و البته امکان مشارکت در پژوهشهاست، که می‏توان آن را «عمومی شدن دانش‏ورزی دیجیتال» نامید. جمعیتها و جماعتهایی که گاه فقط “میدان گردآوری داده” و «موضوع شناخت» بازشناسی می‏شدند، حالا می‏توانند در شناسایی منبع داده‏ها و فرآیند گردآوری داده‏ها و پردازش و معنادارسازی آنها مشارکت و حتی صدای اختصاصی داشته باشند. این فقط یک دگرگونی در بیان و بازنمایی نیست، بلکه دگرگونی در فرایندها و کردارهای مفهوم‏پردازی و نظریه‏پردازی، و دگرگونی در معرفت‏شناسی و هستی‏شناسی پژوهش اجتماعی است. ما شاهد یک دگرگونی هستیم، که در متون رشته مدیریت به آن توجه نمی‏شود، و در متون رشته ارتباطات و مطالعات اجتماعی نیز از این منظر به آن نگریسته نمی‏شود: بازگشت کنشگر به میدان پژوهش، و بازگشت پژوهشگر به میدان کنشگری، تعاملهای آنها، و تراکنش‏های آن‏ها با دیگران. این دگرگونی، فقط فناورانه یا فقط اجتماعی نیست؛ بلکه دگرگونی اجتماعی-دیجیتال[29] است (Southerton & Halford, 2025) و باید همین‏طور در‏هم‏تنیده نیز مفهوم‏پردازی و نظریه‏ورزی شود. آنچه در مطالعات اجتماعی دگرگون می‏شود فقط روش‏ها و ابزارهای گردآوری و پردازش داده‏ نیست، بلکه پرسشها و پاسخها است. این آغاز گذار هستی‏شناختی و معرفت‏شناختی ما‏ از مطالعات اجتماعیِ دیجیتال[30] به مطالعات اجتماعی-دیجیتال[31] است که برآمدن و برجسته‏شدن گفتمانی دگراندیش و جریانی بدیل در تحلیل دگرگونیهای ‏دیجیتال را در پی دارد.

 

 



[1]. Configuration

[2]. Discretization

[3]. Quantification

[4]. Computation

[5]. Utility

[6]. Benefit

[7]. Profit

[8]. Embeddedness

[9]. ولی این ادعا، اروپامدارانه است و بازتاب-دهنده اقتصاد در دیگر جغرافیاها و در میان دیگر جمعیتها نیست.

 

[10]. Disembeddedness

[11]. Block

[12]. Configuration

[13]. Articulation

[14]. Social Formation

 

[15]. Navigate

 

[16].  Lexical Items

 

[17]. Social Construction of Technology (SCoT)

[18]. Social Shaping of Technology (SST)

 

[19]. Bell

[20]. Forester

[21]. و سرمایههای انسانی (در رویکرد سرمایهدارانه)، ترجمهشدنی به سرمایههای مالی، و سنجیدنی با آن هستند.

 

[22]. Murray

[23]. Gramsci

[24]. Aglietta

[25]. Economies of Scope

[26]. Economies of Scale

 

[27]. Trans-Border

[28]. Trans-Disciplinary

[29]. Socio-Digital Transformations

[30]. Digital Social Studies

[31]. Socio-Digital Studies

 

 
Abdkhodaei, Z, & Tayuri, A. (2019). Differences between narrative review and systematic review. Iranian Journal of Education in Medical Sciences, 19(82), 166–168. [In Persian]
Aglietta, M. (1979). A theory of capitalist regulation: The US experience (D. Fernbach, Trans.). Verso.
Aguiar, Y. (2023). Digital (r)evolution: Strategies to accelerate business transformation (P.Dargi & M. Amirabbasi, Trans.). Bazaryabi Press.
Ahmadikhesal, A, Vedadi, A, & Gholamzadeh, D. (2025). Identifying the components of developing digital transformation leadership competencies in the country’s banking system. Quarterly Journal of Training and Development of Human Resources, 42(11), 103–127. [In Persian]
Arman, M, Nematollahi, H, Tangestani, E, & Mousavi, S. A. (2023). The role of digital transformation and entrepreneurial leadership on organizational performance. Human Resources Excellence, 1(4), 87–113. [In Persian]
Asgharnia, M, Ahmadizad, A, & Farhadi, R. (2022). Challenges and requirements of implementing digital transformation strategy in telecommunications industry. Commercial Surveys, 20(116), 133–158. [In Persian]
Bahri, A, Hooshmand, H, & Aliabadian, A. (2024). Presenting a native model of digital transformation of the value chain of shipbuilding businesses. Journal of Maritime Management Science Studies, 5(1), 119–148. [In Persian]
Clarke, J. (2015). Stuart Hall and the theory and practice of articulation. Discourse: Studies in the Cultural Politics of Education, 36(2), 275–286.
Eslamkhah, M, Mehraeen, M, Bagheri, R, & Malekzadeh, G. (2024). Digital transformation: Trends and research areas in government organizations. Public Management Researches, 17(64), 41–68. [In Persian]
Esmaeili, M, Abdolahzadeh, M, & Rajabzadeh, J. (2024). The relationship between digital literacy and transformational leadership.Applied Educational Leadership, 5(4), 92–103. [In Persian]
Firouzbakht, E, & Rezaeean, A. (2022). Designing and verifying the conceptual model of digital transformation in project-based organizations. Management Research in Iran, 26(4), 1–27. [In Persian]
Forester, T. (Ed.). (1973). The microelectronics revolution. MIT Press.
George, E. (Ed.). (2020a). Digitalization of society and socio-political issues. Wiley-ISTE.
Ghasemi Ghonchehnazi, P, & Atashsooz, A. (2024). The role of digital leadership in creating digital transformation. Business Intelligence Management Studies, 13(50), 227–262. [In Persian]
Ghelichkhani, M, Samadi Moghadam, Y, & Fathi Hafashjani, K. (2021). A digital transformation maturity model. Business Intelligence Management Studies, 10(37), 135–184.
Gramsci, A. (1934/1971). Americanism and Fordism. In Q. Hoare & G. Nowell Smith (Eds.), Selections from the prison notebooks of Antonio Gramsci. Lawrence & Wishart.
Hall, S. (1985). Signification, representation, ideology. Critical Studies in Mass Communication, 2(2), 91–114.
Hoseini, S. M, & Rahmanseresht, H. (2021). Providing a model for creating dynamic capabilities for digital transformation. Digital Transformation, 2(3), 60–79. [In Persian]
HosseiniNasab, S. M, ShamiZanjani, M, & Gholipor, A. (2021a). A competency model for chief digital officer. Information Processing and Management, 36(3), 835–860. [In Persian]
HosseiniNasab, S. M, ShamiZanjani, M, & Gholipor, A. (2021b). Defining a framework for chief digital officer duties. Journal of Human Resource Management, 11(1), 1–25. [In Persian]
Jalali, P, Salimi, M, Neinavaie, M, & Irannejad, P.(2024). Validation of the leadership model of digital transformation. Human Resources Excellence, 5(2), 78–102. [In Persian]
Jazani, N, Goudarzi, H, & Hasanpoor, A. (2023). Providing a digital transformation model of HRM. Industrial and Organizational Psychology Studies, 10(2), 303–316. [In Persian]
Kafaee, F. (2023). Digital transformation in the insurance industry. Progress and Excellence Research, 6(3), e185102. [In Persian]
Karaminiya, P, Rajabzadeh Ghatari, A, & Dehghan Nayeri, M. (2025). Modeling the drivers and consequences of digital transformation. Business Intelligence Management Studies, 13(52), 1–46. [In Persian]
Kargar Shouraki, M. (2022). Digital sustainable human resource management model. Management Studies in Development and Evolution, 31(105), 65–101. [In Persian]
Karimi, M, Danaeefard, H, & Kazemi, S. H. (2024). Analyzing the challenges of digital transformation in Iran’s public sector. Public Management Researches, 16(62), 1–34. [In Persian]
Khanifar, H, & Ghofrani, A. (2020). Digital transformation in teaching-learning process. Educational and Scholastic Studies, 9(3), 23–47. [In Persian]
Khoeini, S, Noruzi, A, Naghshineh, N, & Sheikhshoaei, F. (2023). Digital transformation of university libraries. Library and Information Sciences, 26(2), 156–186. [In Persian]
Lavafan, A. M, & Gandomkar, A. (2019). Digital transformation in tourism. Geography of Tourism Space, 8(31), 1–16.
Mahmoodi, A, Khamseh, A, & Hosseini Shakib, M. (2023). Innovative social banking based on digital transformation. Transformation Management Journal, 14, 121–149. [In Persian]
Mansourian, S, Mousavi Jahromi, Y, Daneshvar, A, & Radfar, R. (2024). Adoption of cloud computing for digital transformation. Innovation Economics Ecosystem Studies, 4(3), 19–48. [In Persian]
Mehrkam, M, & Nasimi, Z. (2024). Managers’ leadership style and digital transformation. Business Intelligence Management Studies, 13(50), 263–297. [In Persian]
Modaresi, Y, Seyed Naghavi, M. A, Roodsaz, H, & Raeesi Vanani, I. (2023). Soft digital transformation framework. Management Studies in Development and Evolution, 32(109), 27–80. [In Persian]
Mohammed Ozer, A, Doostar, M, Akbari, M, & Yakideh, K. (2024). Digital transformation based on e-leadership.Journal of Human Resource Management, 14(3), 88–117. [In Persian]
Mokhtarpour, R, Farzin, M, & Rezaee, H. (2024). Digital transformation pattern of human resources. Human Capital Assessment and Development, 1(1), e219009. [In Persian]
Mozafari Mehr, M. S, & Taghavifard, M. T. (2024). Digital transformation in the automotive industry. Industrial Management Journal, 16(1), 148–174. [In Persian]
Murray, R. (1988). Life after Henry (Ford). Marxism Today, October, 8–12.
Murray, R. (1989/1990). Fordism and post-Fordism. In S. Hall & M. Jacques (Eds.), New times. Lawrence & Wishart.
Nadimi, N, Toloei Eshlaghy, A, & Afshar Kazemi, M. A. (2021). Hybrid system dynamics–agent-based analysis. Industrial Management Studies, 19(60), 51–84. [In Persian]
Nazari, M, Vedadhir, A. A, Ezati, H, & Torkaman, A. (2022). Digital transformation strategy of the insurance industry. Journal of Strategic Management Studies, 13(52), 141–158. [In Persian]
Noadoust, S, & Safdari Ranjbar, M. (2024). Digital transformation in offshore oil and gas industry. Industrial Management Journal, 16(1), 117–147. [In Persian]
Polanyi, K. (2019). The Great Transformation: The Political and Economic Origins of Our Time. Trans. by M. Maljoo. Tehran, Iran: Shirazeh. [In Persian]
Pourmoghaddam, M, Gholamzadeh, D,  Vedadi,  A,  &  Amirkabiri,  A.(2025). Designing   a   Structural-Interpretive  Model  (ISM)  of  The Digital Transformation Culture Barriers With a Contextual Approach In  Tehran  Province  Water  And Wastewater  Company. Journal  of Technology in Entrepreneurship and Strategic Management, 4(2), 1-19.
Rastgar, A. A, Ebrahimi, S. A, Shafiei Nikabadi, M. & Kolahi, B. (2022). Smart Human Resources Architecture: A Structural Approach to the Digital Transformation of Knowledge-based Companies. Journal of Public Administration, 14(2), 215-234. [In Persian]
Rip, A. https://ocw.tudelft.nl/wp-content/uploads/TDSI-R2-Technology_as_configuration_that_work.pdf
Rouhani, A, & Keshavarz, E. (2024). The effect of digital transformation on innovation performance with the mediating role of innovation factors. Strategic Studies in the Oil and Energy Industry, 16 (61), 169-184. [In Persian]
Salarnezhad, A. A. & Abdi, B. (2021). Identify and prioritize the critical factors for the success of the maturity of the digital transformation of the defense industry on the 1420 horizon. Defensive Future Studies, 6(20), 83-114. [In Persian]
Sarraf, F. & Darabi, Y. (2024). The impact of comprehensive risk management and digital transformation on sustainable banking with the moderating role of knowledge management. Journal of Accounting and Management Vision, 7(92), 250-271. [In Persian]
Sassen, S. (2006). Socio-Digital Formations. Nordicom Review, 27, 9-19.
Sharaj Sharifi, A, & Memari, M. (2019). Investigating the impact of digital transformation and smart city on realizing smart tourism. Tourism and Sustainable Development Research, 4, 85-95. [In Persian]
Shiri, F, ShamiZanjani, M, Abooyee Ardakan, M. & Shams Aliee, F. (2023). The Banks in the Age of Digital Transformation: Considerations for Enterprise Architecture. Information Processing and Management, 38(4), 1283-1317. [In Persian]
Siebel, T. M. (2023). Digital Transformation: Survive and Thrive in a Time of Mass Extinction. Trans. by S. H. Alavi Langerudi. Tehran: Amareh.
Southerton, D, & Halford, S. (2025). Sociodigital Practices: Mobilising and Challenging Social Practice Theory. The Journal of Practice Theory, 1, 1-10.
Touraine, A. (1971). The Post-Industrial Society: Tomorrow’s Social History: Classes, Conflicts and Culture in the Programmed Society. Trans. L. F. X. Mayhew. Random House.
Yadegari, V. (2021). Assessing the readiness of applying software defined networks in the digital transformation journey of Iranian telecom companies. Digital Transformation, 2(2), 73-87. [In Persian]